پنج راز در مورد فيلم ماه نو!
9 خرداد 1389
3500 بازدید

اخيراً بحث هاي زيادي در مورد گريم، كارگرداني و بقيه ي مسائل فيلم ماه نو شده. مصاحبه اي از كريس وايتز را براي شما خواهيم گذاشت كه البته جديد نيست و به فروردين ماه بر مي گردد. اما تا به حال در اين وبسايت منتشر نشده بود و شايد جواب تعدادي از سوال هاي خود را در آن بيابيد. مثلاً اينكه چرا ادوارد اينقدر در اين فيلم شكسته است، چرا چشم خون آشام ها تغيير رنگ نمي دهد و غيره...
انتخاب رنگ طلايي: در "گرگ و ميش" رابرت پتينسون و بقيه ي خانواده ي سبزيخوارش چشم هاي طلايي دارند كه در اثر اجتناب از خون انسان به اين حالت درآمده. در "ماه نو" چشم هاي خون آشام ها به طور واضحي طلايي ترند. چرا كريس وايتز به بازيگرانش گفته كه از لنزهاي روشن تر استفاده كنند؟
وايتز مي گويد: «اين رنگ طلايي محسوس تره. به نظرم توي فيلم اول اون لنزها به اندازه ي كافي تو چشم نمي خوردن و من مي خواستم اون حس اون دنيايي بودن رو بيشتر نشون بدن.»
چرا انقدر شكسته اي، ادوارد؟ در قسمتي در فيلم، ادوارد كالنِ پتينسون يا يك پيرهن پاره ظاهر مي شود، اما ما هيچ وقت نفهميديم چرا. پس... جريان چه بود؟
وايتز: «چيزي كه اين قراره نشون بده اينه كه در اصل ادوارد همون لباسي رو كه موقع ترك كردن بلا به تن داشته رو براي ماه ها در نياورده و لباس ديگه داغون شده. چون، همون طور كه مطمئنم مي دونيد، بدن اون مثل سنگه. پس حتماً به يه جايي كشيده و پاره شده.» اگر توجه كرده باشيد پارگي اين پيراهن در سمت چپ سينه ي ادوارد است و نمادي از شكستگي دل او. وايتز مي گويد: «در اين فيلم ما مي خواستيم كه آشفتگي ادوارد رو به خوبي القا كنيم.»
ارباب ما؟ در بخش هايي از ست ايتاليا، "ماه نو" تعداد قابل توجهي پيكرنگاري هاي مذهبي نشون داده ميشود و، ادوارد مطمئناً از موضوع بزرگي رنج رنج مي كشد. آيا مي خواستند كه او تجسمي از مسيح باشد؟
«من فكر مي كنم اون به خودش قبولونده كه مقرر شده بطور ابدي زجر بكشه. اون واقعاً به خودش به عنوان يك وجود لعنت شده نگاه مي كنه، اما در اين باره در اشتباهه. بنابراين از بعضي لحاظ، بله، اون تجسمي از فدايي بودنه.»
چشم هاي سياه: در كتاب استفني مه ير، چشم هاي ادوارد در ايتاليا سياه مي شود. چرا چشم ها او در فيلم اين گونه نيست؟
وايتز اقرار مي كند: «اين به اين خاطره كه من خراب كردم!»
واقعاً؟ او جداً فراموش كرده؟
او مي گويد: «خوب... آره، يه جورايي يادم رفت. خوب، دو دليل داشت. يكي اينكه من گند زدم. دليل ديگه اينه كه راستياتش فكر كردم كه روي پرده خيلي عجيب غريب ميشه كه يه دفعه چشاش كاملاً مشكي بشن و راضي كننده تر و مطلوب تر مي شد كه اون صحنه ي تجديد ديدار، تجديد ديدار با ادواردي باشه كه به زندگي برگشته. اما احتمالاً، زياد يا كم، خيلي جزئيات هستن كه كه من روشون مانوور ندادم و روي بعضي ها هم خيلي توجه گذاشتم.
بزرگترين افسوس: بعضي وقت ها وقتي برمي گردي و دوباره فيلم را مي بيني چيزهايي هست كه دلت مي خواد تغيير بدي. وايتز از چه چيزي افسوس مي خورد؟
«اگه مي تونستم به عقب برگردم و چيزي رو در ماه نو تغيير بدم دوست داشتم هرگز صحنه ي دويدن راب و كريستن رو در جنگل فيلم برداري نكنم. اون جايي كه تصوير آليس از آينده به آرو نشون داده مي شه و درش بلا تازه تبديل به خون آشام شده. چون همه به اون صحنه مي خندن و اين باعث ميشه احساس خيلي بدي بكنم. (مي خندد) دلم مي خواستم يك جور ديگه مي گرفتمش تا همچين جوابي نگيرم. اما از طرف ديگه، از چيزهاي زيادي راضي ام.»
انتخاب رنگ طلايي: در "گرگ و ميش" رابرت پتينسون و بقيه ي خانواده ي سبزيخوارش چشم هاي طلايي دارند كه در اثر اجتناب از خون انسان به اين حالت درآمده. در "ماه نو" چشم هاي خون آشام ها به طور واضحي طلايي ترند. چرا كريس وايتز به بازيگرانش گفته كه از لنزهاي روشن تر استفاده كنند؟
وايتز مي گويد: «اين رنگ طلايي محسوس تره. به نظرم توي فيلم اول اون لنزها به اندازه ي كافي تو چشم نمي خوردن و من مي خواستم اون حس اون دنيايي بودن رو بيشتر نشون بدن.»
چرا انقدر شكسته اي، ادوارد؟ در قسمتي در فيلم، ادوارد كالنِ پتينسون يا يك پيرهن پاره ظاهر مي شود، اما ما هيچ وقت نفهميديم چرا. پس... جريان چه بود؟
وايتز: «چيزي كه اين قراره نشون بده اينه كه در اصل ادوارد همون لباسي رو كه موقع ترك كردن بلا به تن داشته رو براي ماه ها در نياورده و لباس ديگه داغون شده. چون، همون طور كه مطمئنم مي دونيد، بدن اون مثل سنگه. پس حتماً به يه جايي كشيده و پاره شده.» اگر توجه كرده باشيد پارگي اين پيراهن در سمت چپ سينه ي ادوارد است و نمادي از شكستگي دل او. وايتز مي گويد: «در اين فيلم ما مي خواستيم كه آشفتگي ادوارد رو به خوبي القا كنيم.»
ارباب ما؟ در بخش هايي از ست ايتاليا، "ماه نو" تعداد قابل توجهي پيكرنگاري هاي مذهبي نشون داده ميشود و، ادوارد مطمئناً از موضوع بزرگي رنج رنج مي كشد. آيا مي خواستند كه او تجسمي از مسيح باشد؟
«من فكر مي كنم اون به خودش قبولونده كه مقرر شده بطور ابدي زجر بكشه. اون واقعاً به خودش به عنوان يك وجود لعنت شده نگاه مي كنه، اما در اين باره در اشتباهه. بنابراين از بعضي لحاظ، بله، اون تجسمي از فدايي بودنه.»
چشم هاي سياه: در كتاب استفني مه ير، چشم هاي ادوارد در ايتاليا سياه مي شود. چرا چشم ها او در فيلم اين گونه نيست؟
وايتز اقرار مي كند: «اين به اين خاطره كه من خراب كردم!»
واقعاً؟ او جداً فراموش كرده؟
او مي گويد: «خوب... آره، يه جورايي يادم رفت. خوب، دو دليل داشت. يكي اينكه من گند زدم. دليل ديگه اينه كه راستياتش فكر كردم كه روي پرده خيلي عجيب غريب ميشه كه يه دفعه چشاش كاملاً مشكي بشن و راضي كننده تر و مطلوب تر مي شد كه اون صحنه ي تجديد ديدار، تجديد ديدار با ادواردي باشه كه به زندگي برگشته. اما احتمالاً، زياد يا كم، خيلي جزئيات هستن كه كه من روشون مانوور ندادم و روي بعضي ها هم خيلي توجه گذاشتم.
بزرگترين افسوس: بعضي وقت ها وقتي برمي گردي و دوباره فيلم را مي بيني چيزهايي هست كه دلت مي خواد تغيير بدي. وايتز از چه چيزي افسوس مي خورد؟
«اگه مي تونستم به عقب برگردم و چيزي رو در ماه نو تغيير بدم دوست داشتم هرگز صحنه ي دويدن راب و كريستن رو در جنگل فيلم برداري نكنم. اون جايي كه تصوير آليس از آينده به آرو نشون داده مي شه و درش بلا تازه تبديل به خون آشام شده. چون همه به اون صحنه مي خندن و اين باعث ميشه احساس خيلي بدي بكنم. (مي خندد) دلم مي خواستم يك جور ديگه مي گرفتمش تا همچين جوابي نگيرم. اما از طرف ديگه، از چيزهاي زيادي راضي ام.»
|
87
|
تشکر اشتراک گذاری مطالب مشابه |
| margaret 9/03/1389 - 15:14 | #1 |
عضو سايت
[122] نظرات |
|
| blood girl 9/03/1389 - 15:18 | #2 |
عضو سايت
[17] نظرات |
|
| florance 9/03/1389 - 15:30 | #3 |
عضو سايت
[200] نظرات |
|
| edward cullen 9/03/1389 - 15:33 | #4 |
عضو سايت
[19] نظرات |
|
| morvarid_03 9/03/1389 - 15:41 | #5 |
عضو سايت
[31] نظرات |
|
| Aida 9/03/1389 - 15:49 | #6 |
عضو سايت
[203] نظرات |
|
| mat.robert 9/03/1389 - 16:03 | #7 |
عضو سايت
[12] نظرات |
|
| melina 9/03/1389 - 16:14 | #8 |
عضو سايت
[84] نظرات |
|
| Behnaz-A 9/03/1389 - 16:15 | #9 |
عضو سايت
[34] نظرات |
|
| miss Vampire 9/03/1389 - 16:20 | #10 |
عضو سايت
[144] نظرات |
|
| azin 9/03/1389 - 16:20 | #11 |
عضو سايت
[458] نظرات |
|
| tania dz 9/03/1389 - 16:35 | #12 |
عضو سايت
[96] نظرات |
|
| ed2008 9/03/1389 - 16:56 | #13 |
|
عضو سايت
[16] نظرات |
|
| tiny 9/03/1389 - 17:02 | #14 |
عضو سايت
[51] نظرات |
|
| n.s 9/03/1389 - 17:03 | #15 |
عضو سايت
[116] نظرات |
|
| hiva 9/03/1389 - 17:06 | #16 |
عضو سايت
[326] نظرات |
|
| parenoid 9/03/1389 - 17:08 | #17 |
عضو سايت
[112] نظرات |
|
| Mah 9/03/1389 - 17:17 | #18 |
عضو سايت
[152] نظرات |
|
| lord of shadows 9/03/1389 - 17:26 | #19 |
عضو سايت
[72] نظرات |
|
| HUMAN 9/03/1389 - 17:30 | #20 |
عضو سايت
[84] نظرات |
|
| Darren Shan1 9/03/1389 - 17:35 | #21 |
|
عضو سايت
[101] نظرات |
|
| edwards love 9/03/1389 - 17:43 | #22 |
عضو سايت
[116] نظرات |
|
| kimi cullen 9/03/1389 - 18:18 | #23 |
عضو سايت
[64] نظرات |
|
| edward love me 9/03/1389 - 18:28 | #24 |
عضو سايت
[65] نظرات |
|
| reyhane 9/03/1389 - 18:32 | #25 |
عضو سايت
[275] نظرات |
|
| phoenix7 9/03/1389 - 18:46 | #26 |
عضو سايت
[20] نظرات |
|
| bella2012 9/03/1389 - 19:21 | #27 |
عضو سايت
[131] نظرات |
|
| emmett cullen_77 9/03/1389 - 19:37 | #28 |
عضو سايت
[30] نظرات |
|
| maRJ 9/03/1389 - 19:47 | #29 |
عضو سايت
[64] نظرات |
|
| hishki 9/03/1389 - 19:53 | #30 |
عضو سايت
[88] نظرات |
|
اطلاعات
|
براي ارسال نظر، بايد در سايت عضو شويد. |
اخبار فيلم ماه نو
هشت استيل جديد از فيلم ماه نو
4 شهريور 1389
3639 بازدید
|
TCA و باز هم تاراج جوايز توسط توآيلايتي ها!
18 مرداد 1389
4267 بازدید
|
آپدیت نامزد های تین چویس اواردز!
15 تير 1389
2850 بازدید
|
توآيلايترها مثل هميشه ام تي وي رو منفجر كردند !
17 خرداد 1389
7317 بازدید
|
جستجو در سایت
نظرسنجی
افراد آنلاین
کاربران: 0
ميهمانان: 6
روبات ها: 7
مجموع: 13
کاربران آنلاین :
هيچ
روبات ها
Google Bot, Google Bot, Google Bot, Google Bot, Google Bot, Google Bot, Google Bot
ميهمانان: 6
روبات ها: 7
مجموع: 13
کاربران آنلاین :
روبات ها




