Home icon
twilight » اخبار » مصاحبه ها » قسمت دوم مصاحبه ي اپراه!

قسمت دوم مصاحبه ي اپراه!( ويرايش شد)

25 ارديبهشت 1389
4083 بازدید


قسمت دوم مصاحبه ي اپراه!
همون طور كه بهتون قول داده بودم ترجمه ي مصاحبه ي راب، كريستين و تيلور رو با اپراه قسمت به قسمت برايتان خواهيم فرستاد. اميدوارم از قسمت اول آن لذت برده باشيد.

لينك دانلود برنامه ي كامل در دو قسمت با كيفيت خوب:
دانلود قسمت اول (200 MB)
دانلود قسمت دوم (153.5 MB)

(براي دانلود روي REGULAR DOWNLOAD كليك كنيد. به علت ترافيك سايت بايد چند دقيقه صبر كنيد تا كلمه ي دانلود روي صفحه نمايان شود.)

ترجمه ي ترنسكريپت - قسمت دوم:

اپرا: سومين فيلم از مجموعه ي "توآيلايت"، "كسوف". اصلاً لازم نيست بهتو ن يادآوري كنم، اما مي كنم - اين فيلم 30 جون روي پرده ي سينماها ميره. مي دونم همتون پشت سينماها چادر مي زنيد. رابرت پتينسون، كريستن استوارد و تيلر لاوتنر همه اينجا هستن. (رو به تيلر:) من اون صحنه رو خيلي دوست دارم جايي كه تو كنار ماشيني و واسه اولين بار تو رو مي بينيم كه پيرهنت رو در آوردي.

اپرا:وقتي من اون تيكه رو ديدم، در اون لحظه با با خودم فكر كردم، اونا گفتن، خيلي خوب. خم شو؟ "خيلي خوب، برو براش. برو براش. برو براش." پس حسابي بدنتو ساختي. كارو تموم كردي.

تيلر: آره. مسلماً كار زيادي بود، و، آره، وقتي داشتم "توآيلايت" رو فيلم برداري مي كردم، مي دونستم كه كاراكترم از نظر فيزيكي كجا مي رفت... و شكي نبود كه من اونجا نبودم، بنابراين، آره، يه سالي طول كشيد.

(عكسي از اندام تيلر روي اسكرين پشت سر نشان داده مي شود.)

اپرا: اون شات رو ببينيد در اونجا.

تيلر: اوه، پسر.

اپرا: اون شاتو بزاريد كنار، بچه ها. اين يكي رو ببينيد. (عكس ديگري از تي نشان داده مي شود.) تيلر، هوو... يه چيزي اضافه تر از سيكس پكه. بله.

تيلر: آره، ديگه، معلومه، به ساعت هاي زيادي باشگاه رفتن نياز داشت، ولي، مي دونيد، بيشتر تغييرات تغزيه اي مي خواست.

(عكس جيكوب به به ماشين تكيه داده نشان داده مي شود.)

اپرا: اين همون لحظه اس. خودشه.

اپرا: حالا نمي خواد خجالت بكشي. ساعت ها بدنسازي؟ چيكار كردي؟ چي خوردي يا نخوردي كه به اونجا برسي؟

تيلر: اساساً خيلي خوردم، تا جايي كه مي تونستم. اگه سرم شلوغ بود، اگه سر صحنه يا در لس آنجلس بودم و قرار ملاقات داشتم، بايد يكي ازين سردكننده هاي كوچك رو اين ور اونور دنبال خودم مي بردم، و مثلاً، پيراشكي گوشت يا مغز بادوم همراهم بود.

اپرا: جداً؟

تيلر: آره، جداً، فقط پيراشكي گوشت و اين خيلي عجيبه. مثلاً دارم با يكي حرف مي زنم. يه دفعه مي گم: "آره. آره. مي شه يه لحظه صبر كني؟ من بايد يه پيراشكي بخورم." (مي خندد)

اپرا: پس چند ساعت در روز ورزش مي كردي؟

تايلر: اولش، يه چيزي حدود، سه ساعت توي باشگاه بودم و اون موقع بود كه متوجه شدم واقعاً دارم زيادي از خودم كار مي كشم و بايد كمش مي كردم. بنابراين تقريباً به يه ساعت و ربع، يه ساعت نيم در روز رسيدم، نزديك پنج روز در هفته.

اپرا: واو!

كريستن: اون داشت وزن از دست مي داد، خيلي سخت كار مي كرد.

تيلر: درسته.

كريستن: مثل اين بود كه وقتي شروع به عرق ريختن مي كرد، ما مي گفتيم: "بهتره مراقب باشي چون فقط همين جوري كه اونجا نشستي، داري يه پنج كالري مي سوزوني."

اپرا: اين درسته كه خانم ها وقتي توي عموم ميبينيشون ازت مي خوان كه زوزه بكشي؟

تيلر: يه زماني، و يادم نيست كجا گفتم كه از زوزه كشيدن لذت نمي برم، اما اونا ديگه تمومش كردن. بنابراين از همه به اين خاطر تشكر مي كنم.

اپرا: آره. بهشون بگو. "اين يه كاراكتره، مردم. اين به كاراكتره."

تيلر: آره. توي فرش قرمز، يه بار اين اتفاق افتاد. اينجوري بود كه، من روي فرش قرمز بودم و، اونا مي گفتن: "مي توني برامون زوزه بكشي؟" منم مي گفتم: "نه."

اپرا: "نه. من زوزه نمي كشيم." رابرت، اين درسته كه تو مي خواستي دست بشوري از اين كار؟ من اينو شنيدم، اما اين روزا نميشه هرچي مي خوني رو باور كني، پس بايد ازت بپرسم. اين درسته كه تو قبل از اينكه واسه ي توآيلايت تست بدي درباره ي ول كردن بازيگري فكر مي كردي؟

رابرت: فكر مي كنم هميشه، يه جوري، قصدش رو داشتم، چون يه جورايي در اين كار افتادم. و اگه مي گي كه يه بازيگري و بعد، به گزينش و اين چيزا ميري و نقش نمي گيري، پس اصلاً بازيگر نيستي. (مي خندد) و فكر كنم وضع من اونجوري بود، اما، آره، يك بار بود. وقتي من به لس آنجلس اومدم كه براي "توآيلايت" تست بدم، هيچي پول نداشتم. همه چيز توي لندن يه جورايي مضخرف بود، و...

اپرا: مزخرف. شما همتون زياد مي گين "مضخرف". خوبه.

رابرت: آره. و من يه تست ديگه دادم و بعد اومدم اينجا. توي لندن براش يه نوار ضبط كرده بودم و فكر ميكردم عالي ميشه، بعد معلوم شد كه فاجعه بوده. بعدش به پدر مادرم زنگ زدم و گفتم: "اوه، ديگه همه چي تموم شد." و اينكه روز بعد پرواز مي كردم به طرف خونه و اونا هم گفتن: "آره، آره. حتماً. باشه. اشكالي نداره." كه اصلاً چيز درستي واسه گفتن نيست. منم گفتم: "نه، من جداً مي خوام اين كارو الآن انجام بدم." و بعد براي يك گزينش ديگه رفتم و، گزينش بعدي "توآيلايت" بود. با كريستن و كاترين هاردويك ملاقات كرده بودم. اين به نظر مثل يه... نمي دونم. همه چيز خيلي، خيلي، خوب پيش رفت. از اون معدود كارهايي بود كه سالها دلم مي خواست انجام بدم.

اپرا: پس هزاران نفر براي نقش خون آشام رمانتيك ادوارد كالن تست دادن و... كريستن، شنيدم تو فوراً مي دونستي كه اون (راب) خودشه. بهمون بگو چطوري؟

كريستن: خوب...

تيلر: به خاطر سيكس پكاش بوده.

كريستن: گزينش براي شروع كار عجيبيه. منظورم اينه كه... نمي دونم. انتظارات زيادي هست و، تو هيچ وقت خودت نيستي چون عصبي اي و، من مي دونستم كه اين تنها چيزيه كه در فيلم اهميت داره. منظورم اينه، چيزايي بودن كه مي تونستن كم بشن و فيلم بازهم سرجاي خودش مي ايستاد. اون چيزي كه من در مورد فيلم دوست داشتم خوب از آب در ميومد، اگر كه اين (اشاره به راب) خوب بود. فكر مي كنم دلم تو اون لحظه بهم گفت. منظورم اينه كه... خوب بود.

اپرا: براي گزينش چيكار گفتن بكنيد؟

كريستن: يه سري صحنه خونديم.

اپرا: مم-هم م. بايد همديگه رو مي بوسيدين؟

كريستن: آره.

اپرا: براي گزينش؟

رابرت: و اونا ما رو براش آماده نكرده بودن. كاترين كه حداقل به من يكي چيزي نگفت. (رو به كريستين:) مي دونم احتمالاً به تو گفته بوده. آره. اين كارو با يه مشت پسر ديگه هم كرده بود.(مي خندد)

كريستن: من اين كارا با يه مشت پسر ديگه تكرار كرده بودم. راب آخرين كسي بود كه اومد داخل. (مي خندد) نه. اون واقعاً يه كمي ترسيده بود.

رابرت: دست دهم تحويل گرفتم.

كريستين: ايي... خيلي زشت بود.

اپرا: خوب، مي دونيد كه اين شايعات در مورد شما دو تا هست. (رو به رابرت) من از اون نمي پرسم چون خيلي خجالتيه، بهم نميگه، اما شايعاتي در مورد شما هست كه با هم رابطه ي عشقي داريد. اين حقيقت داره؟

رابرت: كريستين حامله اس.

كريستن: اون دوست داره- اون واقعاً عاشق اينه كه مردم رو شوك زده كنه چون فكر مي كنه بامزه اس. نه، نه، نه. در واقع اين بحثو داشتيم- اون بچه رو نگه مي داره، چون من نمي تونم. من خيلي-(به كوچكي اندامش اشاره مي كند)- تصور كن يه بچه از اين بياد بيرون. همچين اتفاقي نميفته.

اپرا رو به راب: پس قراره تو بچه رو حمل كني.

كريستن: آره. آره. آره.

اپرا: آره. مي دوني كه سرو كله زدن با نوزاد ها سخت تره.

اپرا: خوب، شب پيش بعد از اينكه در شيكاگو فرود اومديم، رابرت كاري رو كرد كه من فكر كردم- من واقعاً نمي تونستم باور كنم كه تو با اين كار موافقت كردي، اما اون اين كارو كرد چون تهيه كننده هاي ما هر كاري ممكنه ازت بخوان، و اون قبول كرد كه در خونه ي غريبه ها رو بزنه.

تيلر: فوق العادس!

اپرا: آره، جداً فوق العاده نيست؟ اون اين كارو براي بعضي از پروپاقرص ترين طرفداران "توآيلايت" كرد. و ببينيد چه اتفاقي ميفته وقتي رابرت پتينسون مياد و در خونه ي غريبه ها رو مي زنه...

دانلود ويدئوي راب در خانه ي هواداران

رابرت در راه خانه ي طرفداران: ما شنيديم كه در حومه عده ي زيادي از طرفداران "توآيلايت هستن" و ما مي خوايم يه عدشون رو غافلگر كنيم و به شو دعوتشون كنيم.

در حال قدم زدن: خوب، اين احتمالاً خيلي خجالت آور ميشه. واسه اينجور چيزا هيچ قانوني نيست كه بگه چطور بايد رفتار كني؟
(زنگ در) وحشت انگيزه... (در باز نمي شود) شايد بايد همينجوري بريم تو خونه؟

گروه دختران به سمت در حمله ور مي شوند: (جيغ)

رابرت: ووو.

راب بعد از بيرون آمدن از آخرين خانه مي گويد كه چه حس خوبي داشته و يكجوري دلش مي خواسته براي شام آنجا بماند.
...
(اگر ترجمه ي بقيه ي اين ويدئو لازم است، بگوييد تا اضافه كنم.)
...
اپرا(به پشت راب مي زند): واقعاً قشنگ بود. خيلي دلپسند بود. فكر مي كنم تنها راهي كه تونستيم قانعت كنيم واسه اين بود كه از پرواز خسته بودي، درسته؟ تازه همون موقع از هواپيما پياده شده بودي.

رابرت: تا نشستم توي ماشين، اونجا گروه فيلم برداري نشسته بودن، بهم گفتن: "خيلي خوب، ما مي خوايم بريم به اين خونه ها." منم مي گم(با حالت خواب آلود): "باشه."

اپرا: مرسي. برخواهيم گشت.

در ادامه: مادران توآيلايتي،اين سه نفر در روزهاي تعطيل چه مي كنند، عشق خواهر دكوتا به راب و...
منتظر بقيه ي مصاحبه باشيد...





78
تشکر اشتراک گذاری مطالب مشابه علت ویرایش
mahta-mahta 25/02/1389 - 12:50 #1

عضو سايت
[80] نظرات
 
سلام؛ خیلی جالبه در خونتون وا کنید و رابرت پتینسون رو ببینید که میگه سلام من یکی که حتما غش میکردم. مرسی از بابت ترجمه گزارش. 50
Tala.M 25/02/1389 - 13:02 #2

مدير انجمن
[271] نظرات
 
تورو خدا یه جوری مصاحبه رو برای دانلود بذارید...خواهش میکنم...خود شو اپرارو بذارید....تمنا میکنم...خیلی جالب بود اون قسمت بحث کریستن و راب.....
ممنون...ادامه اش رو هم بذارید....


بعدش:
ببخشید با چه برنامه ای باید بازش کنیم من با هر چی میزنم پلی نمیشه....؟؟؟؟؟
bella-2010 25/02/1389 - 13:07 #3

عضو سايت
[339] نظرات
 
واو یاسمین عالی بود عالی
من ترجمه ی قسمت ائولشو همین الان خوندم
آفلاین شدم اما دلم نیومخد دوباره که اومدم دیدم ترجمه ی قسمت دومشو گذاشتی
خیلی ممنون

این اوپرا هم خیلی بلاه ها
parasto 25/02/1389 - 13:09 #4

عضو سايت
[23] نظرات
 
سلام من نفهمیدم چی شد کریس حاملس از راب یعنی زن و شوهر که نیستن پس مثل بقیه هنرپیشه ها خلاصه بله.......
شما خیلی ماهید با این ترجمتون ترو خدا یه طوری فیلمشم بزارین قربنتون


من از یوتیوب فیلمو نگاه کردم از یه سایتی هم به زبان اصلیش روخوندم فکر نمیکنید مسخره بازی زیاد درمی آوردن مخصوصا راب ولی بالاخره نگفتن چه رابطه ای دارن ولی تکذیب نکردن
afsoon 25/02/1389 - 13:12 #5

عضو سايت
[25] نظرات
 
عالیه
مرسی مرسی

اپرا خیلی ادم شناسه و خیلی با نفوذه فکر کنم آینده این سه تا تضمین شد
خوش به حالشون 12

قسمت جالبش اینجا بود که توی ویدئو طرفدارا \"مادرا\" از همه بدتر بودن و مشتاق تر!
خیلی فانی بود
sarayiyiyi 25/02/1389 - 13:17 #6

عضو سايت
[90] نظرات
 
مرسی بازم معرکه ای به خدا..... ولی چقدر دلم میخواست که خود مصاحبه رو ببینم. من اخرش نفهمیدم این دو تا با هم هستن یا نه!!!! میشه یکی به من بگه اخه من اینور و اونور زیاد دیدم و خوندم در این مورد اما بیشتر شبیه شایعه بوده.تو این مصاحبه هم اینجور که معلومه جواب درستی ندادن. ولی خودمونیم ها چقدر راب خاکی و صمیمیه
miss X 25/02/1389 - 13:22 #7

عضو سايت
[74] نظرات
 
یاسی خیلی خوبی
خیلی باحال بود مخصوصا اون جایی که راب گفت کریس حاملس ولی کریس خیلی نامرده که هی رابو ضایع می کنه...!
n.s 25/02/1389 - 13:29 #8

عضو سايت
[116] نظرات
 
واااااااااااااااااااااااااای عالی بود متشکرم lol
واقعا راب باحاله. تازه رسیده بعد قبول میکنه بره خلیییی توپه wink
ممنون یاسمین جووووووووون
afsoon 25/02/1389 - 13:33 #9

عضو سايت
[25] نظرات
 
من میتونم یه آدرس معرفی کنم که بدون مشکل ویدئو ها رو ببینین اما نمیدونم طبق قوانین سایت هست یا نه؟
bella___cullen 25/02/1389 - 13:33 #10

عضو سايت
[29] نظرات
 
مرسی ، مرسی، یاسمین جان!
زودتر بقیه اش رو هم بذار
misssdandelion 25/02/1389 - 13:35 #11

عضو سايت
[254] نظرات
 
مرسییییییییییییییییییی
violin_shima 25/02/1389 - 13:36 #12

عضو سايت
[75] نظرات
 
مرسیییییییییییییی یاسمین جون خیلی دلم می خواد در مورد عشق خواهر داکوتا به راب بدونم fellow مصاحبه ی جالبی بود حتما دانلودش می کنم smile
miss Vampire 25/02/1389 - 13:43 #13

عضو سايت
[144] نظرات
 
خیلی ممنون 31
مصاحبه ی جالب و باحالی بود fellow
ترجمه ی عالیتونم حرف نداشت smile
منتظرترنسكريپت های بعدیتونم 34
sanam cullen 25/02/1389 - 13:47 #14

عضو سايت
[19] نظرات
 
مرسی یاسمین 1
parnaz 25/02/1389 - 14:11 #15

عضو سايت
[181] نظرات
 
وای
خسته نباسین
ممنون 31
Mah 25/02/1389 - 14:23 #16

عضو سايت
[152] نظرات
 
اوه خدای من! چقدر این بچه ها راحتن! wassat اصلا فکرش رو هم نمی کردم در مورد اینجور مسائل جلوی دوربینی که میلیونها نفر می بینن راب و کریس اینطوزی با هم شوخی کنن.
تو هالیوود بودن هم خودش کابوسه! فکر کن واسه تست دادن باید یه نفر رو که هنوز سلام و احوال پرسی درست و حسابی هم باهاش نکردی ببوسی 13 اوپس!!!! این چیزا اصلا تو کت من نمیره ( واسه همین هالیوودی نشدم laughing )
تیلور خیلی بانمکه !امیدوارم بتوننین سایتی واسه دانلود بذارید. من عاشق حرف زدن تیلور هستم . و دوست دارم وقتی مصاحبه میکرده صداشو بشنوم.
مرسی بابت ترجمه های زیباتون
راستی یاسمن جون بابت توضیح واسه فیلم آماده نشده کسوف ممنون اما این کار قانونیه؟ لو رفتن فیلم مهم نیست؟
shivana 25/02/1389 - 14:33 #17

ناظر انجمن
[131] نظرات
 
ممنون بابت ترجمه عالیتون .
این دوتا چه راحت از بارداری و حمل بچه حرف می زدند !!!!!!! 21
بالاخره آخرش نگفتن باهم هستن یا نه !!؟ 45
در مورد تایلر هم :
واقعا سخته ! از یه طرف بخوای عضلاتتو بسازی ، از یه طرف دیگه لاغر نشی !!!
51
هنوز ویدئو رو ندیدم ( داره دانلود می شه ! )
ولی بابت اونم ممنون .
48
زینب 25/02/1389 - 14:45 #18

عضو سايت
[39] نظرات
 
واقعا مرسی.خیلی‌ خوب بود.منتظر بقیش هستیم ها!
faza 25/02/1389 - 14:47 #19

عضو سايت
[116] نظرات
 
خیلی ممنون یاسمین جون بابت ترجمه ی خوبت واقعا عالی بود love
زینب 25/02/1389 - 14:49 #20

عضو سايت
[39] نظرات
 
اما چه راحت و ریلکس در بارهی بچه و ... حرف زدن.اصلا از حرکتشون خوشم نیومداز بوسیدن که دیگه هیچی.... .ولی بازم از شما ممنونم.
.
yasmin 25/02/1389 - 14:56 #21

مدير سايت
[67] نظرات
 
afsoon,
اگه مشكل حل ميشه چرا كه نه؟

Mah,
نه كاملاً قانونيه و حتماً ساميت خودش فيلم رو در اختيارشون گذاشته. اگه اپراه باشي همه كار مي توني بكني.
fereshteh 25/02/1389 - 14:56 #22

عضو سايت
[215] نظرات
 
ممنون یاسمین جون
خسته نباشی fellow
Twilight 74 25/02/1389 - 15:18 #23

عضو سايت
[104] نظرات
 
وای خدای من شما خیلی توپید کاس میشد هرچه زودتر مصاحبه رو برای دانلود بزارید wink
eclipse-twilight 25/02/1389 - 15:35 #24

عضو سايت
[36] نظرات
 
سلام
من هر چقدر صبر کردم لینک دانلود نیومد
خواهش می کنم راهنمایی کنید چه جوری دانلود کنم
مرسی از ترجمه

تونستم دانلود کنم

واقعا\" بهتر از این نمیشه ، کارتون فوق العاده عالیه
مرسی ، مرسی
n.s 25/02/1389 - 15:54 #25

عضو سايت
[116] نظرات
 
مممممنوووووووون از ویرایش. خیلی خیلی مرسی. برم ببینم میتونم دانلود کنم یا نه؟
edward love me 25/02/1389 - 16:12 #26

عضو سايت
[65] نظرات
 
ووووووووو...واقعا عالی بود ولی من از اون یه تیکش که در مورد رابطشون سوال کرد از جواب ادوارد خوشم نیومد انگار میخواد تفره بره recourse
azin 25/02/1389 - 17:19 #27

عضو سايت
[458] نظرات
 
یاسمین جان خیلی ممنون از ترجمه های خیلی خوبت
من 2 قسمت اول رو دیشب از یوتوب دیدم واقعا قشنگ بود و خیلی باهاش خندیدم
اما الان که دیدم برای دانلود هم گذاشتین خیلی خوشحال شدم
چون به نظرم اینقدر این مصاحبه قشنگ بود که ارزش دانلود کردنش رو داره
بازم ممنون یاسمین عزیز منتظر ادامه ترجمه ها هستم
ed2008 25/02/1389 - 17:37 #28

عضو سايت
[16] نظرات
 
از ترجمه های یاسمین خوشم میاد خیلی روان است.
اما از مصاحبه راب وقتی بخواد فلسفی حرف بزنه بلده اینجا هم که زده تو خط ساده گویی!!
نکته: نباید با فرهنگ خودمون درباره آنها قضاوت کنیم. شرایط زندگی و محیط احتماعی آنها بسیاری از مسایل را عادی نشان میدهد.
وقتی رابطه شان را انکار نکردند دیگه مشخصه که چگونه است.
Gol Bahar 25/02/1389 - 17:39 #29

عضو سايت
[23] نظرات
 
مرسی.........
شما ها محشرین!!!!!! 50
spunk ransom 25/02/1389 - 18:00 #30

عضو سايت
[80] نظرات
 
خیلی ماهه راب
مرسی

اطلاعات

براي ارسال نظر، بايد در سايت عضو شويد.

آخرین مطالب سایت   رابرت پتیسون

  • سایت در دسترس نیست

آخرین   عکس های گالری

  • در دست طراحی

لینک   دوستان