قسمت دوم مصاحبه ي اپراه!( ويرايش شد)
25 ارديبهشت 1389
4083 بازدید

همون طور كه بهتون قول داده بودم ترجمه ي مصاحبه ي راب، كريستين و تيلور رو با اپراه قسمت به قسمت برايتان خواهيم فرستاد. اميدوارم از قسمت اول آن لذت برده باشيد.
لينك دانلود برنامه ي كامل در دو قسمت با كيفيت خوب:
دانلود قسمت اول (200 MB)
دانلود قسمت دوم (153.5 MB)
(براي دانلود روي REGULAR DOWNLOAD كليك كنيد. به علت ترافيك سايت بايد چند دقيقه صبر كنيد تا كلمه ي دانلود روي صفحه نمايان شود.)
ترجمه ي ترنسكريپت - قسمت دوم:
اپرا: سومين فيلم از مجموعه ي "توآيلايت"، "كسوف". اصلاً لازم نيست بهتو ن يادآوري كنم، اما مي كنم - اين فيلم 30 جون روي پرده ي سينماها ميره. مي دونم همتون پشت سينماها چادر مي زنيد. رابرت پتينسون، كريستن استوارد و تيلر لاوتنر همه اينجا هستن. (رو به تيلر:) من اون صحنه رو خيلي دوست دارم جايي كه تو كنار ماشيني و واسه اولين بار تو رو مي بينيم كه پيرهنت رو در آوردي.
اپرا:وقتي من اون تيكه رو ديدم، در اون لحظه با با خودم فكر كردم، اونا گفتن، خيلي خوب. خم شو؟ "خيلي خوب، برو براش. برو براش. برو براش." پس حسابي بدنتو ساختي. كارو تموم كردي.
تيلر: آره. مسلماً كار زيادي بود، و، آره، وقتي داشتم "توآيلايت" رو فيلم برداري مي كردم، مي دونستم كه كاراكترم از نظر فيزيكي كجا مي رفت... و شكي نبود كه من اونجا نبودم، بنابراين، آره، يه سالي طول كشيد.
(عكسي از اندام تيلر روي اسكرين پشت سر نشان داده مي شود.)
اپرا: اون شات رو ببينيد در اونجا.
تيلر: اوه، پسر.
اپرا: اون شاتو بزاريد كنار، بچه ها. اين يكي رو ببينيد. (عكس ديگري از تي نشان داده مي شود.) تيلر، هوو... يه چيزي اضافه تر از سيكس پكه. بله.
تيلر: آره، ديگه، معلومه، به ساعت هاي زيادي باشگاه رفتن نياز داشت، ولي، مي دونيد، بيشتر تغييرات تغزيه اي مي خواست.
(عكس جيكوب به به ماشين تكيه داده نشان داده مي شود.)
اپرا: اين همون لحظه اس. خودشه.
اپرا: حالا نمي خواد خجالت بكشي. ساعت ها بدنسازي؟ چيكار كردي؟ چي خوردي يا نخوردي كه به اونجا برسي؟
تيلر: اساساً خيلي خوردم، تا جايي كه مي تونستم. اگه سرم شلوغ بود، اگه سر صحنه يا در لس آنجلس بودم و قرار ملاقات داشتم، بايد يكي ازين سردكننده هاي كوچك رو اين ور اونور دنبال خودم مي بردم، و مثلاً، پيراشكي گوشت يا مغز بادوم همراهم بود.
اپرا: جداً؟
تيلر: آره، جداً، فقط پيراشكي گوشت و اين خيلي عجيبه. مثلاً دارم با يكي حرف مي زنم. يه دفعه مي گم: "آره. آره. مي شه يه لحظه صبر كني؟ من بايد يه پيراشكي بخورم." (مي خندد)
اپرا: پس چند ساعت در روز ورزش مي كردي؟
تايلر: اولش، يه چيزي حدود، سه ساعت توي باشگاه بودم و اون موقع بود كه متوجه شدم واقعاً دارم زيادي از خودم كار مي كشم و بايد كمش مي كردم. بنابراين تقريباً به يه ساعت و ربع، يه ساعت نيم در روز رسيدم، نزديك پنج روز در هفته.
اپرا: واو!
كريستن: اون داشت وزن از دست مي داد، خيلي سخت كار مي كرد.
تيلر: درسته.
كريستن: مثل اين بود كه وقتي شروع به عرق ريختن مي كرد، ما مي گفتيم: "بهتره مراقب باشي چون فقط همين جوري كه اونجا نشستي، داري يه پنج كالري مي سوزوني."
اپرا: اين درسته كه خانم ها وقتي توي عموم ميبينيشون ازت مي خوان كه زوزه بكشي؟
تيلر: يه زماني، و يادم نيست كجا گفتم كه از زوزه كشيدن لذت نمي برم، اما اونا ديگه تمومش كردن. بنابراين از همه به اين خاطر تشكر مي كنم.
اپرا: آره. بهشون بگو. "اين يه كاراكتره، مردم. اين به كاراكتره."
تيلر: آره. توي فرش قرمز، يه بار اين اتفاق افتاد. اينجوري بود كه، من روي فرش قرمز بودم و، اونا مي گفتن: "مي توني برامون زوزه بكشي؟" منم مي گفتم: "نه."
اپرا: "نه. من زوزه نمي كشيم." رابرت، اين درسته كه تو مي خواستي دست بشوري از اين كار؟ من اينو شنيدم، اما اين روزا نميشه هرچي مي خوني رو باور كني، پس بايد ازت بپرسم. اين درسته كه تو قبل از اينكه واسه ي توآيلايت تست بدي درباره ي ول كردن بازيگري فكر مي كردي؟
رابرت: فكر مي كنم هميشه، يه جوري، قصدش رو داشتم، چون يه جورايي در اين كار افتادم. و اگه مي گي كه يه بازيگري و بعد، به گزينش و اين چيزا ميري و نقش نمي گيري، پس اصلاً بازيگر نيستي. (مي خندد) و فكر كنم وضع من اونجوري بود، اما، آره، يك بار بود. وقتي من به لس آنجلس اومدم كه براي "توآيلايت" تست بدم، هيچي پول نداشتم. همه چيز توي لندن يه جورايي مضخرف بود، و...
اپرا: مزخرف. شما همتون زياد مي گين "مضخرف". خوبه.
رابرت: آره. و من يه تست ديگه دادم و بعد اومدم اينجا. توي لندن براش يه نوار ضبط كرده بودم و فكر ميكردم عالي ميشه، بعد معلوم شد كه فاجعه بوده. بعدش به پدر مادرم زنگ زدم و گفتم: "اوه، ديگه همه چي تموم شد." و اينكه روز بعد پرواز مي كردم به طرف خونه و اونا هم گفتن: "آره، آره. حتماً. باشه. اشكالي نداره." كه اصلاً چيز درستي واسه گفتن نيست. منم گفتم: "نه، من جداً مي خوام اين كارو الآن انجام بدم." و بعد براي يك گزينش ديگه رفتم و، گزينش بعدي "توآيلايت" بود. با كريستن و كاترين هاردويك ملاقات كرده بودم. اين به نظر مثل يه... نمي دونم. همه چيز خيلي، خيلي، خوب پيش رفت. از اون معدود كارهايي بود كه سالها دلم مي خواست انجام بدم.
اپرا: پس هزاران نفر براي نقش خون آشام رمانتيك ادوارد كالن تست دادن و... كريستن، شنيدم تو فوراً مي دونستي كه اون (راب) خودشه. بهمون بگو چطوري؟
كريستن: خوب...
تيلر: به خاطر سيكس پكاش بوده.
كريستن: گزينش براي شروع كار عجيبيه. منظورم اينه كه... نمي دونم. انتظارات زيادي هست و، تو هيچ وقت خودت نيستي چون عصبي اي و، من مي دونستم كه اين تنها چيزيه كه در فيلم اهميت داره. منظورم اينه، چيزايي بودن كه مي تونستن كم بشن و فيلم بازهم سرجاي خودش مي ايستاد. اون چيزي كه من در مورد فيلم دوست داشتم خوب از آب در ميومد، اگر كه اين (اشاره به راب) خوب بود. فكر مي كنم دلم تو اون لحظه بهم گفت. منظورم اينه كه... خوب بود.
اپرا: براي گزينش چيكار گفتن بكنيد؟
كريستن: يه سري صحنه خونديم.
اپرا: مم-هم م. بايد همديگه رو مي بوسيدين؟
كريستن: آره.
اپرا: براي گزينش؟
رابرت: و اونا ما رو براش آماده نكرده بودن. كاترين كه حداقل به من يكي چيزي نگفت. (رو به كريستين:) مي دونم احتمالاً به تو گفته بوده. آره. اين كارو با يه مشت پسر ديگه هم كرده بود.(مي خندد)
كريستن: من اين كارا با يه مشت پسر ديگه تكرار كرده بودم. راب آخرين كسي بود كه اومد داخل. (مي خندد) نه. اون واقعاً يه كمي ترسيده بود.
رابرت: دست دهم تحويل گرفتم.
كريستين: ايي... خيلي زشت بود.
اپرا: خوب، مي دونيد كه اين شايعات در مورد شما دو تا هست. (رو به رابرت) من از اون نمي پرسم چون خيلي خجالتيه، بهم نميگه، اما شايعاتي در مورد شما هست كه با هم رابطه ي عشقي داريد. اين حقيقت داره؟
رابرت: كريستين حامله اس.
كريستن: اون دوست داره- اون واقعاً عاشق اينه كه مردم رو شوك زده كنه چون فكر مي كنه بامزه اس. نه، نه، نه. در واقع اين بحثو داشتيم- اون بچه رو نگه مي داره، چون من نمي تونم. من خيلي-(به كوچكي اندامش اشاره مي كند)- تصور كن يه بچه از اين بياد بيرون. همچين اتفاقي نميفته.
اپرا رو به راب: پس قراره تو بچه رو حمل كني.
كريستن: آره. آره. آره.
اپرا: آره. مي دوني كه سرو كله زدن با نوزاد ها سخت تره.
اپرا: خوب، شب پيش بعد از اينكه در شيكاگو فرود اومديم، رابرت كاري رو كرد كه من فكر كردم- من واقعاً نمي تونستم باور كنم كه تو با اين كار موافقت كردي، اما اون اين كارو كرد چون تهيه كننده هاي ما هر كاري ممكنه ازت بخوان، و اون قبول كرد كه در خونه ي غريبه ها رو بزنه.
تيلر: فوق العادس!
اپرا: آره، جداً فوق العاده نيست؟ اون اين كارو براي بعضي از پروپاقرص ترين طرفداران "توآيلايت" كرد. و ببينيد چه اتفاقي ميفته وقتي رابرت پتينسون مياد و در خونه ي غريبه ها رو مي زنه...
دانلود ويدئوي راب در خانه ي هواداران
رابرت در راه خانه ي طرفداران: ما شنيديم كه در حومه عده ي زيادي از طرفداران "توآيلايت هستن" و ما مي خوايم يه عدشون رو غافلگر كنيم و به شو دعوتشون كنيم.
در حال قدم زدن: خوب، اين احتمالاً خيلي خجالت آور ميشه. واسه اينجور چيزا هيچ قانوني نيست كه بگه چطور بايد رفتار كني؟
(زنگ در) وحشت انگيزه... (در باز نمي شود) شايد بايد همينجوري بريم تو خونه؟
گروه دختران به سمت در حمله ور مي شوند: (جيغ)
رابرت: ووو.
راب بعد از بيرون آمدن از آخرين خانه مي گويد كه چه حس خوبي داشته و يكجوري دلش مي خواسته براي شام آنجا بماند.
...
(اگر ترجمه ي بقيه ي اين ويدئو لازم است، بگوييد تا اضافه كنم.)
...
اپرا(به پشت راب مي زند): واقعاً قشنگ بود. خيلي دلپسند بود. فكر مي كنم تنها راهي كه تونستيم قانعت كنيم واسه اين بود كه از پرواز خسته بودي، درسته؟ تازه همون موقع از هواپيما پياده شده بودي.
رابرت: تا نشستم توي ماشين، اونجا گروه فيلم برداري نشسته بودن، بهم گفتن: "خيلي خوب، ما مي خوايم بريم به اين خونه ها." منم مي گم(با حالت خواب آلود): "باشه."
اپرا: مرسي. برخواهيم گشت.
در ادامه: مادران توآيلايتي،اين سه نفر در روزهاي تعطيل چه مي كنند، عشق خواهر دكوتا به راب و...
منتظر بقيه ي مصاحبه باشيد...
لينك دانلود برنامه ي كامل در دو قسمت با كيفيت خوب:
دانلود قسمت اول (200 MB)
دانلود قسمت دوم (153.5 MB)
(براي دانلود روي REGULAR DOWNLOAD كليك كنيد. به علت ترافيك سايت بايد چند دقيقه صبر كنيد تا كلمه ي دانلود روي صفحه نمايان شود.)
ترجمه ي ترنسكريپت - قسمت دوم:
اپرا: سومين فيلم از مجموعه ي "توآيلايت"، "كسوف". اصلاً لازم نيست بهتو ن يادآوري كنم، اما مي كنم - اين فيلم 30 جون روي پرده ي سينماها ميره. مي دونم همتون پشت سينماها چادر مي زنيد. رابرت پتينسون، كريستن استوارد و تيلر لاوتنر همه اينجا هستن. (رو به تيلر:) من اون صحنه رو خيلي دوست دارم جايي كه تو كنار ماشيني و واسه اولين بار تو رو مي بينيم كه پيرهنت رو در آوردي.
اپرا:وقتي من اون تيكه رو ديدم، در اون لحظه با با خودم فكر كردم، اونا گفتن، خيلي خوب. خم شو؟ "خيلي خوب، برو براش. برو براش. برو براش." پس حسابي بدنتو ساختي. كارو تموم كردي.
تيلر: آره. مسلماً كار زيادي بود، و، آره، وقتي داشتم "توآيلايت" رو فيلم برداري مي كردم، مي دونستم كه كاراكترم از نظر فيزيكي كجا مي رفت... و شكي نبود كه من اونجا نبودم، بنابراين، آره، يه سالي طول كشيد.
(عكسي از اندام تيلر روي اسكرين پشت سر نشان داده مي شود.)
اپرا: اون شات رو ببينيد در اونجا.
تيلر: اوه، پسر.
اپرا: اون شاتو بزاريد كنار، بچه ها. اين يكي رو ببينيد. (عكس ديگري از تي نشان داده مي شود.) تيلر، هوو... يه چيزي اضافه تر از سيكس پكه. بله.
تيلر: آره، ديگه، معلومه، به ساعت هاي زيادي باشگاه رفتن نياز داشت، ولي، مي دونيد، بيشتر تغييرات تغزيه اي مي خواست.
(عكس جيكوب به به ماشين تكيه داده نشان داده مي شود.)
اپرا: اين همون لحظه اس. خودشه.
اپرا: حالا نمي خواد خجالت بكشي. ساعت ها بدنسازي؟ چيكار كردي؟ چي خوردي يا نخوردي كه به اونجا برسي؟
تيلر: اساساً خيلي خوردم، تا جايي كه مي تونستم. اگه سرم شلوغ بود، اگه سر صحنه يا در لس آنجلس بودم و قرار ملاقات داشتم، بايد يكي ازين سردكننده هاي كوچك رو اين ور اونور دنبال خودم مي بردم، و مثلاً، پيراشكي گوشت يا مغز بادوم همراهم بود.
اپرا: جداً؟
تيلر: آره، جداً، فقط پيراشكي گوشت و اين خيلي عجيبه. مثلاً دارم با يكي حرف مي زنم. يه دفعه مي گم: "آره. آره. مي شه يه لحظه صبر كني؟ من بايد يه پيراشكي بخورم." (مي خندد)
اپرا: پس چند ساعت در روز ورزش مي كردي؟
تايلر: اولش، يه چيزي حدود، سه ساعت توي باشگاه بودم و اون موقع بود كه متوجه شدم واقعاً دارم زيادي از خودم كار مي كشم و بايد كمش مي كردم. بنابراين تقريباً به يه ساعت و ربع، يه ساعت نيم در روز رسيدم، نزديك پنج روز در هفته.
اپرا: واو!
كريستن: اون داشت وزن از دست مي داد، خيلي سخت كار مي كرد.
تيلر: درسته.
كريستن: مثل اين بود كه وقتي شروع به عرق ريختن مي كرد، ما مي گفتيم: "بهتره مراقب باشي چون فقط همين جوري كه اونجا نشستي، داري يه پنج كالري مي سوزوني."
اپرا: اين درسته كه خانم ها وقتي توي عموم ميبينيشون ازت مي خوان كه زوزه بكشي؟
تيلر: يه زماني، و يادم نيست كجا گفتم كه از زوزه كشيدن لذت نمي برم، اما اونا ديگه تمومش كردن. بنابراين از همه به اين خاطر تشكر مي كنم.
اپرا: آره. بهشون بگو. "اين يه كاراكتره، مردم. اين به كاراكتره."
تيلر: آره. توي فرش قرمز، يه بار اين اتفاق افتاد. اينجوري بود كه، من روي فرش قرمز بودم و، اونا مي گفتن: "مي توني برامون زوزه بكشي؟" منم مي گفتم: "نه."
اپرا: "نه. من زوزه نمي كشيم." رابرت، اين درسته كه تو مي خواستي دست بشوري از اين كار؟ من اينو شنيدم، اما اين روزا نميشه هرچي مي خوني رو باور كني، پس بايد ازت بپرسم. اين درسته كه تو قبل از اينكه واسه ي توآيلايت تست بدي درباره ي ول كردن بازيگري فكر مي كردي؟
رابرت: فكر مي كنم هميشه، يه جوري، قصدش رو داشتم، چون يه جورايي در اين كار افتادم. و اگه مي گي كه يه بازيگري و بعد، به گزينش و اين چيزا ميري و نقش نمي گيري، پس اصلاً بازيگر نيستي. (مي خندد) و فكر كنم وضع من اونجوري بود، اما، آره، يك بار بود. وقتي من به لس آنجلس اومدم كه براي "توآيلايت" تست بدم، هيچي پول نداشتم. همه چيز توي لندن يه جورايي مضخرف بود، و...
اپرا: مزخرف. شما همتون زياد مي گين "مضخرف". خوبه.
رابرت: آره. و من يه تست ديگه دادم و بعد اومدم اينجا. توي لندن براش يه نوار ضبط كرده بودم و فكر ميكردم عالي ميشه، بعد معلوم شد كه فاجعه بوده. بعدش به پدر مادرم زنگ زدم و گفتم: "اوه، ديگه همه چي تموم شد." و اينكه روز بعد پرواز مي كردم به طرف خونه و اونا هم گفتن: "آره، آره. حتماً. باشه. اشكالي نداره." كه اصلاً چيز درستي واسه گفتن نيست. منم گفتم: "نه، من جداً مي خوام اين كارو الآن انجام بدم." و بعد براي يك گزينش ديگه رفتم و، گزينش بعدي "توآيلايت" بود. با كريستن و كاترين هاردويك ملاقات كرده بودم. اين به نظر مثل يه... نمي دونم. همه چيز خيلي، خيلي، خوب پيش رفت. از اون معدود كارهايي بود كه سالها دلم مي خواست انجام بدم.
اپرا: پس هزاران نفر براي نقش خون آشام رمانتيك ادوارد كالن تست دادن و... كريستن، شنيدم تو فوراً مي دونستي كه اون (راب) خودشه. بهمون بگو چطوري؟
كريستن: خوب...
تيلر: به خاطر سيكس پكاش بوده.
كريستن: گزينش براي شروع كار عجيبيه. منظورم اينه كه... نمي دونم. انتظارات زيادي هست و، تو هيچ وقت خودت نيستي چون عصبي اي و، من مي دونستم كه اين تنها چيزيه كه در فيلم اهميت داره. منظورم اينه، چيزايي بودن كه مي تونستن كم بشن و فيلم بازهم سرجاي خودش مي ايستاد. اون چيزي كه من در مورد فيلم دوست داشتم خوب از آب در ميومد، اگر كه اين (اشاره به راب) خوب بود. فكر مي كنم دلم تو اون لحظه بهم گفت. منظورم اينه كه... خوب بود.
اپرا: براي گزينش چيكار گفتن بكنيد؟
كريستن: يه سري صحنه خونديم.
اپرا: مم-هم م. بايد همديگه رو مي بوسيدين؟
كريستن: آره.
اپرا: براي گزينش؟
رابرت: و اونا ما رو براش آماده نكرده بودن. كاترين كه حداقل به من يكي چيزي نگفت. (رو به كريستين:) مي دونم احتمالاً به تو گفته بوده. آره. اين كارو با يه مشت پسر ديگه هم كرده بود.(مي خندد)
كريستن: من اين كارا با يه مشت پسر ديگه تكرار كرده بودم. راب آخرين كسي بود كه اومد داخل. (مي خندد) نه. اون واقعاً يه كمي ترسيده بود.
رابرت: دست دهم تحويل گرفتم.
كريستين: ايي... خيلي زشت بود.
اپرا: خوب، مي دونيد كه اين شايعات در مورد شما دو تا هست. (رو به رابرت) من از اون نمي پرسم چون خيلي خجالتيه، بهم نميگه، اما شايعاتي در مورد شما هست كه با هم رابطه ي عشقي داريد. اين حقيقت داره؟
رابرت: كريستين حامله اس.
كريستن: اون دوست داره- اون واقعاً عاشق اينه كه مردم رو شوك زده كنه چون فكر مي كنه بامزه اس. نه، نه، نه. در واقع اين بحثو داشتيم- اون بچه رو نگه مي داره، چون من نمي تونم. من خيلي-(به كوچكي اندامش اشاره مي كند)- تصور كن يه بچه از اين بياد بيرون. همچين اتفاقي نميفته.
اپرا رو به راب: پس قراره تو بچه رو حمل كني.
كريستن: آره. آره. آره.
اپرا: آره. مي دوني كه سرو كله زدن با نوزاد ها سخت تره.
اپرا: خوب، شب پيش بعد از اينكه در شيكاگو فرود اومديم، رابرت كاري رو كرد كه من فكر كردم- من واقعاً نمي تونستم باور كنم كه تو با اين كار موافقت كردي، اما اون اين كارو كرد چون تهيه كننده هاي ما هر كاري ممكنه ازت بخوان، و اون قبول كرد كه در خونه ي غريبه ها رو بزنه.
تيلر: فوق العادس!
اپرا: آره، جداً فوق العاده نيست؟ اون اين كارو براي بعضي از پروپاقرص ترين طرفداران "توآيلايت" كرد. و ببينيد چه اتفاقي ميفته وقتي رابرت پتينسون مياد و در خونه ي غريبه ها رو مي زنه...
دانلود ويدئوي راب در خانه ي هواداران
رابرت در راه خانه ي طرفداران: ما شنيديم كه در حومه عده ي زيادي از طرفداران "توآيلايت هستن" و ما مي خوايم يه عدشون رو غافلگر كنيم و به شو دعوتشون كنيم.
در حال قدم زدن: خوب، اين احتمالاً خيلي خجالت آور ميشه. واسه اينجور چيزا هيچ قانوني نيست كه بگه چطور بايد رفتار كني؟
(زنگ در) وحشت انگيزه... (در باز نمي شود) شايد بايد همينجوري بريم تو خونه؟
گروه دختران به سمت در حمله ور مي شوند: (جيغ)
رابرت: ووو.
راب بعد از بيرون آمدن از آخرين خانه مي گويد كه چه حس خوبي داشته و يكجوري دلش مي خواسته براي شام آنجا بماند.
...
(اگر ترجمه ي بقيه ي اين ويدئو لازم است، بگوييد تا اضافه كنم.)
...
اپرا(به پشت راب مي زند): واقعاً قشنگ بود. خيلي دلپسند بود. فكر مي كنم تنها راهي كه تونستيم قانعت كنيم واسه اين بود كه از پرواز خسته بودي، درسته؟ تازه همون موقع از هواپيما پياده شده بودي.
رابرت: تا نشستم توي ماشين، اونجا گروه فيلم برداري نشسته بودن، بهم گفتن: "خيلي خوب، ما مي خوايم بريم به اين خونه ها." منم مي گم(با حالت خواب آلود): "باشه."
اپرا: مرسي. برخواهيم گشت.
در ادامه: مادران توآيلايتي،اين سه نفر در روزهاي تعطيل چه مي كنند، عشق خواهر دكوتا به راب و...
منتظر بقيه ي مصاحبه باشيد...
|
78
|
تشکر اشتراک گذاری مطالب مشابه علت ویرایش |
| mahta-mahta 25/02/1389 - 12:50 | #1 |
عضو سايت
[80] نظرات |
|
| Tala.M 25/02/1389 - 13:02 | #2 |
مدير انجمن
[271] نظرات |
|
| bella-2010 25/02/1389 - 13:07 | #3 |
|
عضو سايت
[339] نظرات |
|
| parasto 25/02/1389 - 13:09 | #4 |
عضو سايت
[23] نظرات |
|
| afsoon 25/02/1389 - 13:12 | #5 |
عضو سايت
[25] نظرات |
|
| sarayiyiyi 25/02/1389 - 13:17 | #6 |
عضو سايت
[90] نظرات |
|
| miss X 25/02/1389 - 13:22 | #7 |
عضو سايت
[74] نظرات |
|
| n.s 25/02/1389 - 13:29 | #8 |
عضو سايت
[116] نظرات |
|
| afsoon 25/02/1389 - 13:33 | #9 |
عضو سايت
[25] نظرات |
|
| bella___cullen 25/02/1389 - 13:33 | #10 |
عضو سايت
[29] نظرات |
|
| misssdandelion 25/02/1389 - 13:35 | #11 |
عضو سايت
[254] نظرات |
|
| violin_shima 25/02/1389 - 13:36 | #12 |
عضو سايت
[75] نظرات |
|
| miss Vampire 25/02/1389 - 13:43 | #13 |
عضو سايت
[144] نظرات |
|
| sanam cullen 25/02/1389 - 13:47 | #14 |
عضو سايت
[19] نظرات |
|
| parnaz 25/02/1389 - 14:11 | #15 |
عضو سايت
[181] نظرات |
|
| Mah 25/02/1389 - 14:23 | #16 |
عضو سايت
[152] نظرات |
|
| shivana 25/02/1389 - 14:33 | #17 |
ناظر انجمن
[131] نظرات |
|
| زینب 25/02/1389 - 14:45 | #18 |
|
عضو سايت
[39] نظرات |
|
| faza 25/02/1389 - 14:47 | #19 |
عضو سايت
[116] نظرات |
|
| زینب 25/02/1389 - 14:49 | #20 |
|
عضو سايت
[39] نظرات |
|
| yasmin 25/02/1389 - 14:56 | #21 |
مدير سايت
[67] نظرات |
|
| fereshteh 25/02/1389 - 14:56 | #22 |
عضو سايت
[215] نظرات |
|
| Twilight 74 25/02/1389 - 15:18 | #23 |
عضو سايت
[104] نظرات |
|
| eclipse-twilight 25/02/1389 - 15:35 | #24 |
عضو سايت
[36] نظرات |
|
| n.s 25/02/1389 - 15:54 | #25 |
عضو سايت
[116] نظرات |
|
| edward love me 25/02/1389 - 16:12 | #26 |
عضو سايت
[65] نظرات |
|
| azin 25/02/1389 - 17:19 | #27 |
عضو سايت
[458] نظرات |
|
| ed2008 25/02/1389 - 17:37 | #28 |
|
عضو سايت
[16] نظرات |
|
| Gol Bahar 25/02/1389 - 17:39 | #29 |
عضو سايت
[23] نظرات |
|
| spunk ransom 25/02/1389 - 18:00 | #30 |
عضو سايت
[80] نظرات |
|
اطلاعات
|
براي ارسال نظر، بايد در سايت عضو شويد. |
مصاحبه ها
پتینسون : ادوارد یه فرد کامل نیست ! دوست داشتم کمبودهای او را هم به تصویر بکشم
29 آبان 1390
922 بازدید
|
پتینسون و گریین در دیدار با طرفداران بلژیک از سپیده دم گفتند
5 آبان 1390
1075 بازدید
|
مصاحبه ی مجله ی گلمور با کریستن استوارت
13 مهر 1390
1516 بازدید
|
کریستینا پری از احساسش در مورد آهنگش در سپیدهدم میگوید
7 مهر 1390
1077 بازدید
|
جستجو در سایت
نظرسنجی
افراد آنلاین
کاربران: 0
ميهمانان: 5
روبات ها: 10
مجموع: 15
کاربران آنلاین :
هيچ
روبات ها
Google Bot, Google Bot, Google Bot, Google Bot, Google Bot, MSN Bot, Google Bot, Google Bot, Google Bot, Google Bot
ميهمانان: 5
روبات ها: 10
مجموع: 15
کاربران آنلاین :
روبات ها



