مصاحبه ي پيتر فاسينلي با ونيتي فير!
7 آبان 1388
1435 بازدید

به عنوان بزرگ خانواده ي كالن، يه نقش مشابه پدرگونه واسه ي بقيه ي بازيگرها داري؟
مي دونيد، در توآيلايت حس مي كنم اون ها من رو شكل يه پدر مي بينن، اما واسه اينكه خيلي به هم نزديك شديم، الآن بيشتر يه برادر بزرگترم.
از زمان فيلم برداري توآيلايت، تغييري در وضعيت يك دست اندركار پيش اومده؟
راب (رت پتينسون) بادي گارداي بيشتري دوروبرش مي پلكن! (مي خندد) به جز اين، نه واقعا. ما از همراهي يكديگه لذت مي بريم و، روي اين فيلم به قدري كار كرديم كه زياد وقت نبود با هم بگرديم. ساعت هاي طولاني كار مي كنيم و بعد مي ريم خونه. معمولاً سعي مي كنيم ناهار رو باهم بخوريم بعدش صبح روز بعد دوباره روز از نو.
از زمان شروع مجموعه چه چيز مهمي در زندگيت تغيير كرده؟
بيشتر از گذشته به سفر مي رم و با افراد بيشتري آشنا مي شم. تاثيري كه طرفدارها گذاشتن، نمي دونم چطور ديگه توضيحش بدم... توآيلايت يه پديده ي فرهنگيه. مردم منتظر نشستن يه هواپيما مي مونن تا ماهاروببينن. بعضي وقت ها من به برنامه هاي خيريه مي رم و، مردم به اونجا سفر كردن تا بيان و منو ببينن. من واقعا، واقعا تحت تاثير وفاداري مردم نسبت به اين كتاب ها و فيلم ها قرار گرفتم. من هميشه با كارهايي كه مي كردم يه عده طرفدار داشتم، اما هيچ وقت به اين متعصبي نبودن.
به نظر مياد تو هم به اون ها خيلي وفاداري، اگه بخوايم از روي صفحه ي توييتر ت قضاوت كنيم.
مي دونيد، من عاشق در ارتباط بودن با طرفدارها هستم، چون خودم از طرفدارهاي كتاب هام. اون ها همشون نسبت به من خيلي وفادار، صميمي و شگفت انگيز هستن به قدري كه دوست دارم من هم بتونم يه كاري براي جبرانش بكنم. بنابراين اگه ايستادن واسه يه عكس يا امضا كردن يه كتاب اونها لبخندي روي لبهاشون مياره، پس همون باعث خوشحالي من هم مي شه. خوشحال كردن مردم پنج دقيقه طول مي كشه. من عاشق ديدار با اون ها هستم.
تو از اوايل بيست سالگيت - همون رده سني اي كه الآن بعضي از بازيگرهاي توآيلايت درش هستن- به طور پيوسته كار مي كردي. آيا تونستي نصيحت بهشون بكني، خصوصا اون زماني كه اون ها يه دفعه زير فشار نورافكن ها قرار مي گيرن؟
درمورد حرفه با بعضي از گروه حرف هايي زدم چون من پونزده سال كار كردم. اون ها تازه توي اين كار اومدن و،براي خيلي از اونها اين اولين فرصت بزرگشونه. فكر مي كنم اون ها به من نگاه مي كنن و مي پرسن چطور اين رو تحمل مي كني؟ اين هنوز واسه خودمم يه معما هست! حس مي كنم خيلي خوش شانسم. براي من اين بحثِ يه عمره و نه فقط يه فيلم. براي اون ها لحظات ترسناكي بوده چون اين فيلم داره فرصت هاي زيادي رو به اونها مي ده. اين با خودشونه كه اين سفر به سمت يه كار حرفه اي پيش ببرن، نه اينكه فقط عضوي از توآيلايت باشن و بعد برن. من به اونها نگاه مي كنم، و مي بينم چقدر براشون ترسناكه كه به اين سرعت اين همه بار روي دوششون گذاشته شده، اما به نظر من اون ها واقعا با استعداد هستن، واقعا باهوش و، فكر مي كنم از پس اين همه برميان.
اين روي دوره ي حرفه اي تو چه تاثيري داشته؟
من فيلم ها و نقش هاي زيادي كار كردم و، اين نقش ديگه اي هست كه بازي كردنش رو دوست دارم. بي صبرانه منتظرم بيشتر انجام بدم. مسلما توآيلايت تعداد طرفدارهاي من رو بيشتر كرده حتي بچه هاي خودم. براي يه مدت طولاني، به خاطر رده ي سني اون ها نمي تونستن هيچ كدوم از كارهاي من رو ببينن.
هيچ كدوم از دخترهات توآيلايت رو ديدن؟
هر سه تاشون ديدنش! اون ها دوازده ساله، شش و سه هستن. اون ها عاشق توآيلايتن. دوازده سالهه دو كتاب اول رو خونده، بنابراين عاشق فيلمه. دختر شش سالم حتي بيشتر علاقه منده؛ هميشه دلش مي خواد تماشاش بكنه! حالا اون سه ساله، چون شش سالهه خوشش مياد، اون هم مي خواد همش ببينه. ازش پرسيدم از چي فيلم خوشش مياد و اون گفت: "قسمت هاي ترسناك رو دوست دارم."
با بقيه ي بازيگرها ملاقات كردن؟ هيجان زده شدن؟
بچه هاي من خيلي سادن. زياد تحت تاثير ستاره ها قرار نمي گيرن. به چشمشون اونها فقط "دوستاي بابا" هستن، كه يه جورهايي خوبه.
ماه نو چه تفاوتي با گرك و ميش داره؟
مي دونيد، توآيلايت يه فيلم مستقل بود. اون طوري كه كاترين هاردويك كارگرداني مي كنه، يه حالت مستند خيلي كوتاه داشت. اونقدرها پخته نبود، كه من فكر مي كنم خوبه. ماه نو تا حدودي پيچ و تاب دار تره، بيشتر حس مي كني توي استوديو هستس، اما حالت خودش رو داره.
بازي يك نقش واحد براي سه كارگردان مختلف چطوره؟
داره جالب مي شه. از يه لحاظ هيجان انگيزه چون هر كارگرداني چاشني خودش رو براي فيلم مياره. شخصيت هر كارگردان متفاوته بنابراين شما يه جورهايي بايد با روش كاري اون وفق پيدا كنيد، اما من در هر سه تا تجربه ي واقعا خوبي داشتم. بعضي وقت ها كار كردن دوباره و دوباره با يك نفر خوبه چون آشنايي دارين باهاش، اما من به كار كردن با كاركردان هاي مختلف عادت كردم. در پرستار جكي ما در هر قسمت سريال كارگردان مختلفي داريم. من اين رو دوست دارم جون اون ها هركدوم ايده هاي متفاوتي با خودشون ميارن و باعث مي شن به چيزهايي فكر كنيد كه شايد قبلا فكر نكرديد - شما رو وادار مي كنن به مسئله از زاويه هاي مختلف نگاه كنيد. من فكر مي كنم براي كارگردان ها سخت تره كه سعي كنن اين فيلم ها رو با همون عظمتي كه توآيلايت داشت درست كنن و مسئوليت نشون دادن داستان مطابق كتاب رو به عهده بگيرن. اون ها يه گروه دارن كه قبلاً باهاشون سروكار نداشتن، واسه همين فكر مي كنم براي كارگردان ها ترسناك تر باشه.
افراد بيشتري هم به گروه اضافه مي شن...
گروه ما نمونه ي عالي از افراديه كه دورهم جمع شدن و هممون با گرمي به كسايي كه بهمون اضافه مي شن خوش آمد مي گيم و استقبال مي كنيم. مثل اينه كه اساس خونواده مون وسعت پيدا مي كنه. ما آغوش باز، اون جا منتظر بوديم. اون ها براي ناهار با ما ميومدن و جزوي از خونواده مي شدن.
صحبت از خانواده شد،مي شه يه لغت به من بگي كه هر كدوم از بازيگران خاندان كالن رو توصيف كنه؟
با كلان لاتز شروع مي كنيم؟
باشه. (مي خندد) ديوونه!
نيكي ريد:
پيچيده
جكسون رثبون:
هنرمند
كريستين استوارد:
شيرين
اليزابت ريسر:
فوق العاده
اشلي گرين:
پري گونه، اون مثل يه پري افسانه اي مي مونه - انگار رو پاهاش پرواز مي كنه.
رابرت پتينسون:
م م م...، راب. راب ازون خوب هاست. سخته با يه كلمه كوتاهش كني. خيلي كلمات توي ذهن مياد! شگفت انگيز و گيرا، عذاب ديده... اما اون بچه ي خوبيه. لغت واسه كسي كه ذاتاً و خالصاً خوبه چي هست؟
خالص؟
خالص. آره. اون خالصه.
در آخر، لغتت براي امروز چيه؟
سرد!
منبع
مي دونيد، در توآيلايت حس مي كنم اون ها من رو شكل يه پدر مي بينن، اما واسه اينكه خيلي به هم نزديك شديم، الآن بيشتر يه برادر بزرگترم.
از زمان فيلم برداري توآيلايت، تغييري در وضعيت يك دست اندركار پيش اومده؟
راب (رت پتينسون) بادي گارداي بيشتري دوروبرش مي پلكن! (مي خندد) به جز اين، نه واقعا. ما از همراهي يكديگه لذت مي بريم و، روي اين فيلم به قدري كار كرديم كه زياد وقت نبود با هم بگرديم. ساعت هاي طولاني كار مي كنيم و بعد مي ريم خونه. معمولاً سعي مي كنيم ناهار رو باهم بخوريم بعدش صبح روز بعد دوباره روز از نو.
از زمان شروع مجموعه چه چيز مهمي در زندگيت تغيير كرده؟
بيشتر از گذشته به سفر مي رم و با افراد بيشتري آشنا مي شم. تاثيري كه طرفدارها گذاشتن، نمي دونم چطور ديگه توضيحش بدم... توآيلايت يه پديده ي فرهنگيه. مردم منتظر نشستن يه هواپيما مي مونن تا ماهاروببينن. بعضي وقت ها من به برنامه هاي خيريه مي رم و، مردم به اونجا سفر كردن تا بيان و منو ببينن. من واقعا، واقعا تحت تاثير وفاداري مردم نسبت به اين كتاب ها و فيلم ها قرار گرفتم. من هميشه با كارهايي كه مي كردم يه عده طرفدار داشتم، اما هيچ وقت به اين متعصبي نبودن.
به نظر مياد تو هم به اون ها خيلي وفاداري، اگه بخوايم از روي صفحه ي توييتر ت قضاوت كنيم.
مي دونيد، من عاشق در ارتباط بودن با طرفدارها هستم، چون خودم از طرفدارهاي كتاب هام. اون ها همشون نسبت به من خيلي وفادار، صميمي و شگفت انگيز هستن به قدري كه دوست دارم من هم بتونم يه كاري براي جبرانش بكنم. بنابراين اگه ايستادن واسه يه عكس يا امضا كردن يه كتاب اونها لبخندي روي لبهاشون مياره، پس همون باعث خوشحالي من هم مي شه. خوشحال كردن مردم پنج دقيقه طول مي كشه. من عاشق ديدار با اون ها هستم.
تو از اوايل بيست سالگيت - همون رده سني اي كه الآن بعضي از بازيگرهاي توآيلايت درش هستن- به طور پيوسته كار مي كردي. آيا تونستي نصيحت بهشون بكني، خصوصا اون زماني كه اون ها يه دفعه زير فشار نورافكن ها قرار مي گيرن؟
درمورد حرفه با بعضي از گروه حرف هايي زدم چون من پونزده سال كار كردم. اون ها تازه توي اين كار اومدن و،براي خيلي از اونها اين اولين فرصت بزرگشونه. فكر مي كنم اون ها به من نگاه مي كنن و مي پرسن چطور اين رو تحمل مي كني؟ اين هنوز واسه خودمم يه معما هست! حس مي كنم خيلي خوش شانسم. براي من اين بحثِ يه عمره و نه فقط يه فيلم. براي اون ها لحظات ترسناكي بوده چون اين فيلم داره فرصت هاي زيادي رو به اونها مي ده. اين با خودشونه كه اين سفر به سمت يه كار حرفه اي پيش ببرن، نه اينكه فقط عضوي از توآيلايت باشن و بعد برن. من به اونها نگاه مي كنم، و مي بينم چقدر براشون ترسناكه كه به اين سرعت اين همه بار روي دوششون گذاشته شده، اما به نظر من اون ها واقعا با استعداد هستن، واقعا باهوش و، فكر مي كنم از پس اين همه برميان.
اين روي دوره ي حرفه اي تو چه تاثيري داشته؟
من فيلم ها و نقش هاي زيادي كار كردم و، اين نقش ديگه اي هست كه بازي كردنش رو دوست دارم. بي صبرانه منتظرم بيشتر انجام بدم. مسلما توآيلايت تعداد طرفدارهاي من رو بيشتر كرده حتي بچه هاي خودم. براي يه مدت طولاني، به خاطر رده ي سني اون ها نمي تونستن هيچ كدوم از كارهاي من رو ببينن.
هيچ كدوم از دخترهات توآيلايت رو ديدن؟
هر سه تاشون ديدنش! اون ها دوازده ساله، شش و سه هستن. اون ها عاشق توآيلايتن. دوازده سالهه دو كتاب اول رو خونده، بنابراين عاشق فيلمه. دختر شش سالم حتي بيشتر علاقه منده؛ هميشه دلش مي خواد تماشاش بكنه! حالا اون سه ساله، چون شش سالهه خوشش مياد، اون هم مي خواد همش ببينه. ازش پرسيدم از چي فيلم خوشش مياد و اون گفت: "قسمت هاي ترسناك رو دوست دارم."
با بقيه ي بازيگرها ملاقات كردن؟ هيجان زده شدن؟
بچه هاي من خيلي سادن. زياد تحت تاثير ستاره ها قرار نمي گيرن. به چشمشون اونها فقط "دوستاي بابا" هستن، كه يه جورهايي خوبه.
ماه نو چه تفاوتي با گرك و ميش داره؟
مي دونيد، توآيلايت يه فيلم مستقل بود. اون طوري كه كاترين هاردويك كارگرداني مي كنه، يه حالت مستند خيلي كوتاه داشت. اونقدرها پخته نبود، كه من فكر مي كنم خوبه. ماه نو تا حدودي پيچ و تاب دار تره، بيشتر حس مي كني توي استوديو هستس، اما حالت خودش رو داره.
بازي يك نقش واحد براي سه كارگردان مختلف چطوره؟
داره جالب مي شه. از يه لحاظ هيجان انگيزه چون هر كارگرداني چاشني خودش رو براي فيلم مياره. شخصيت هر كارگردان متفاوته بنابراين شما يه جورهايي بايد با روش كاري اون وفق پيدا كنيد، اما من در هر سه تا تجربه ي واقعا خوبي داشتم. بعضي وقت ها كار كردن دوباره و دوباره با يك نفر خوبه چون آشنايي دارين باهاش، اما من به كار كردن با كاركردان هاي مختلف عادت كردم. در پرستار جكي ما در هر قسمت سريال كارگردان مختلفي داريم. من اين رو دوست دارم جون اون ها هركدوم ايده هاي متفاوتي با خودشون ميارن و باعث مي شن به چيزهايي فكر كنيد كه شايد قبلا فكر نكرديد - شما رو وادار مي كنن به مسئله از زاويه هاي مختلف نگاه كنيد. من فكر مي كنم براي كارگردان ها سخت تره كه سعي كنن اين فيلم ها رو با همون عظمتي كه توآيلايت داشت درست كنن و مسئوليت نشون دادن داستان مطابق كتاب رو به عهده بگيرن. اون ها يه گروه دارن كه قبلاً باهاشون سروكار نداشتن، واسه همين فكر مي كنم براي كارگردان ها ترسناك تر باشه.
افراد بيشتري هم به گروه اضافه مي شن...
گروه ما نمونه ي عالي از افراديه كه دورهم جمع شدن و هممون با گرمي به كسايي كه بهمون اضافه مي شن خوش آمد مي گيم و استقبال مي كنيم. مثل اينه كه اساس خونواده مون وسعت پيدا مي كنه. ما آغوش باز، اون جا منتظر بوديم. اون ها براي ناهار با ما ميومدن و جزوي از خونواده مي شدن.
صحبت از خانواده شد،مي شه يه لغت به من بگي كه هر كدوم از بازيگران خاندان كالن رو توصيف كنه؟
با كلان لاتز شروع مي كنيم؟
باشه. (مي خندد) ديوونه!
نيكي ريد:
پيچيده
جكسون رثبون:
هنرمند
كريستين استوارد:
شيرين
اليزابت ريسر:
فوق العاده
اشلي گرين:
پري گونه، اون مثل يه پري افسانه اي مي مونه - انگار رو پاهاش پرواز مي كنه.
رابرت پتينسون:
م م م...، راب. راب ازون خوب هاست. سخته با يه كلمه كوتاهش كني. خيلي كلمات توي ذهن مياد! شگفت انگيز و گيرا، عذاب ديده... اما اون بچه ي خوبيه. لغت واسه كسي كه ذاتاً و خالصاً خوبه چي هست؟
خالص؟
خالص. آره. اون خالصه.
در آخر، لغتت براي امروز چيه؟
سرد!
منبع
|
43
|
تشکر اشتراک گذاری مطالب مشابه |
| Alba_vampire girl 7/08/1388 - 22:36 | #1 |
عضو سايت
[10] نظرات |
|
| behnaz 7/08/1388 - 22:47 | #2 |
|
عضو سايت
[334] نظرات |
|
| negin nik 7/08/1388 - 22:47 | #3 |
عضو سايت
[4] نظرات |
|
| fereshteh 7/08/1388 - 23:08 | #4 |
عضو سايت
[215] نظرات |
|
| gooz 7/08/1388 - 23:11 | #5 |
|
ميهمان
[0] نظرات |
|
| armin720 7/08/1388 - 23:17 | #6 |
عضو سايت
[164] نظرات |
|
| goli 8/08/1388 - 00:42 | #7 |
عضو سايت
[46] نظرات |
|
| tarannom 8/08/1388 - 01:06 | #8 |
عضو سايت
[111] نظرات |
|
| چلیپا 8/08/1388 - 01:16 | #9 |
مدير انجمن
[235] نظرات |
|
| silver_wave48 8/08/1388 - 01:21 | #10 |
عضو سايت
[15] نظرات |
|
| charlotte1379 8/08/1388 - 08:40 | #11 |
عضو سايت
[64] نظرات |
|
| parisa potter pattinson 8/08/1388 - 10:36 | #12 |
عضو سايت
[210] نظرات |
|
| sh.r 8/08/1388 - 10:59 | #13 |
عضو سايت
[129] نظرات |
|
| armita 8/08/1388 - 11:21 | #14 |
عضو سايت
[13] نظرات |
|
| azin 8/08/1388 - 11:48 | #15 |
عضو سايت
[458] نظرات |
|
| Nessie 8/08/1388 - 11:49 | #16 |
عضو سايت
[268] نظرات |
|
| alone girl 8/08/1388 - 11:52 | #17 |
عضو سايت
[114] نظرات |
|
| 2nya 8/08/1388 - 12:10 | #18 |
عضو سايت
[302] نظرات |
|
| mahta-mahta 8/08/1388 - 12:14 | #19 |
عضو سايت
[80] نظرات |
|
| nikta_sh 8/08/1388 - 12:40 | #20 |
عضو سايت
[75] نظرات |
|
| bella_cullen 8/08/1388 - 12:42 | #21 |
عضو سايت
[13] نظرات |
|
| Nikta Cullen 8/08/1388 - 13:03 | #22 |
عضو سايت
[23] نظرات |
|
| nina_25201 8/08/1388 - 13:09 | #23 |
عضو سايت
[37] نظرات |
|
| spy girl 8/08/1388 - 13:09 | #24 |
مدير انجمن
[355] نظرات |
|
| Ashley 8/08/1388 - 13:19 | #25 |
عضو سايت
[75] نظرات |
|
| nikta_sh 8/08/1388 - 13:25 | #26 |
عضو سايت
[75] نظرات |
|
| abttin cullen 8/08/1388 - 13:47 | #27 |
عضو سايت
[158] نظرات |
|
| saeed 8/08/1388 - 14:05 | #28 |
عضو سايت
[33] نظرات |
|
| robert pattinson 8/08/1388 - 14:37 | #29 |
ناظر انجمن
[441] نظرات |
|
| reyhane 8/08/1388 - 15:09 | #30 |
عضو سايت
[275] نظرات |
|
اطلاعات
|
براي ارسال نظر، بايد در سايت عضو شويد. |
مصاحبه ها
پتینسون : ادوارد یه فرد کامل نیست ! دوست داشتم کمبودهای او را هم به تصویر بکشم
29 آبان 1390
922 بازدید
|
پتینسون و گریین در دیدار با طرفداران بلژیک از سپیده دم گفتند
5 آبان 1390
1075 بازدید
|
مصاحبه ی مجله ی گلمور با کریستن استوارت
13 مهر 1390
1516 بازدید
|
کریستینا پری از احساسش در مورد آهنگش در سپیدهدم میگوید
7 مهر 1390
1077 بازدید
|
جستجو در سایت
نظرسنجی
افراد آنلاین
کاربران: 0
ميهمانان: 9
روبات ها: 4
مجموع: 13
کاربران آنلاین :
هيچ
روبات ها
Google Bot, Google Bot, Google Bot, Google Bot
ميهمانان: 9
روبات ها: 4
مجموع: 13
کاربران آنلاین :
روبات ها



